رنج‌نامه‌ی مرحوم سيرجانی به هم‌وطنان
پنجم آبان ماه 1371
ساير دادنامه‌های مرحوم سعیدی سیرجانی
  نامه‌ی مرحوم سيرجانی به خطاب به هموطنان

هموطن گرامي

همراه اين نامه نسخه اي است از نهمين عريضه اي كه بنده ستم رسيده در چهار سال اخير به محضر مقدس اولياي بزرگوار حكومت اسلامي تقديم كرده ام، بي آنكه به درك جوابي يا اعلام وصولي نايل آيم.

اگر در ايران، گروه منفعت جوي مردم فريبي حكومت مي كردند، تصور آن مي رفت كه به قصد سركوب نويسنده بي پشت و پناهي تظلمش را ناديده گيرند. اما در حكومت پاكان و مقدساني كه از مقام و منصب بيزارند و هدفشان خدمت به اسلام است و وجود مبارشكان از آفات قدرت پرستي مبرا، همچو تصوري از محالات است. تنها احتمال ممكن اين است كه يا ماموران پست در رساندن عرايض بنده كوتاهي كرده اند، يا خداي ناخواسته، در دفاتر محترم سران مملكت، از رياست جمهوري و رييس قوه قضائيه گرفته تا اعضاي شوراي نگهبان و مجلس شوراي اسلامي، كساني مانع رسيدن عرايض بنده بوده اند.

اين احتمال روز به روز در ذهن بنده قوت بيشتري مي گيرد، زيرا ما در كشوري استكباري زندگي نمي كنيم كه فرمانروايان بي تقواي قدرت پرستش براي حفظ مسند و ادامه غارت، با وقيحانه ترين دروغها به جنگ حيثيت آزادگان مي روند و سرانجام با گلوله اي دهان متظلمان را مي دوزند. ما در كشور سنگهاي بسته و سگها گسسته نيستيم كه همه امكانات تبليغاتيشان را براي سركوب رعيت يك لا قبائي به كار مي اندازند تا ديگران عبرت گيرند و خاموشي گزيينند.

ما در ام القراي عالم اسلام و زير لواي حكومت مقدسي زندگاني مي كنيم كه شعارش حمايت از مظلومان است و رهبر مفترض الطاعه بزرگوارش در اجتماعات مختلف صريحا دم از آزادي مطبوعات مي زند و آزاديهاي موجود در ايران را بيش از هر كشور ديگري مي داند. چونان وجود مقدسي كه بر مسند ولايت امر مسلمانان جهان نشسته و كمر به نجات بشريت بسته، محال است با كرداري مخالف گفتار، اختناقي را تجويز و بينوايي را بي اعلام جرم و محاكمه اي محكوم به فراموشي و خاموشي و فراموشي فرمايد.

رئيس جمهور محترمي كه در آغاز زمامداريش دم از فضايل آزادي زد و اجراي قانون و رفع تبعيضات احتمالي، قطعا نمي تواند از مقوله زمامداراني باشد كه مصداق يقولون ما لا يفعلون اند، و در عين مسئوليتي كه پيش خلق و خدا دارد، فرياد ستم رسيدگان را ناشنيده انگارد.

فقيه عالي قدري كه در مسند رياست قوه قضائيه، هم شخصا بر اجراي قانون تاكيد كرده، و هم به حكم صر يح رهبر عظيم الشانش بايد فريادرس كساني باشد كه " اندك تجاوزي به حقشان چه از ناحيه آحاد مردم، چه از ناحيه مسئولين" شده است، محال است دادخواهي هاي مكرر بنده به دستش برسد و اقدامي نفرمايد.

چون حكومت ما بحمدالله اسلامي است، و سران حكومت صد البته دروغ را، از هر نوع و به هر بهانه و با هر نيتي، از اعاظم معاصي كبيره مي دانند و محال است كلمه اي بر خلاف حقيقت بر زبانشان جاري گردد، براي من يقين حاصل شده است كه در مسير عرايضم موانعي بوده است و به دستشان نرسيده. اگر چه سالهاي اخير، بكرات مورد نوازش مديران فضيلت پرور موسسه كيهان قرار گرفته و با القابي از قبيل: ملحد و كافر و خائن و جاسوس و مداح دربار و عامل استكبار سرافراز گشته ام؛ و با اينكه رياست محترم اين موسسه عظيم مطبوعاتي از مبعوثان مستقيم مقام منيع رهبري است، هرگز بدان مرحله از جنون خود گنده بيني نرسيده ام كه تصور كنم سران قدرتمند مملكتي با اين عظمت، كمر به كين نويسنده اي بسته باشند كه به تصديق همان جريده شريفه كيهان، در سرتاسر ايران آثارش خواستار و خواننده اي ندارد. بنده وجود ناقابل خود را به مراتب از آن حقرتر مي بينم كه به نفي و اثبات، حتي يك لحظه فكر مقدس رهبر عظيم الشان مسلمانان سرتاسر جهان را به خود مشغول كرده باشد؛ تا چه رسد بدين كه مورد قهر و غضب حضرتشان قرار گرفت باشم و فرمان اعدام تدريجي ام را صادر فرموده باشند.

با اين مقدمات، چون وسيله اي براي تقديم شكايت ندارم، و از طرفي كتابهاي چاپ و صحافي شده ام در معرض تلف است، و زيان ناشران سنگين، چاره اي نديدم جز استمداد از شما هوطنان آزاده حق پرست. اگر شخصا به محضر مبارك مراجع قدرت راهي داريد به حكم وظيفه ديني و اخلاقي و ملي تان عريضه مرا به دستشان برسانيد، و اگر نداريد، همت كنيد و همين عريضه را تكثير فرماييد و به دوستان و آشنايانتان بدهيد، شايد در جمع آنان جوانمردي پيدا شود و چنين كند.

چون جرايد، البته آزاد، جمهوري اسلامي از چاپ نامه و حتي ذكر نام بنده معذورند، هر صاحب همتي كه با تكثير و توزيع اين عريضه به من مدد رساند، دعايم در حقش اين كه فرزندانش هرگز گرفتار ستمي نشوند كه براي نجات از آن به استقبال اجل روند.

با احترامها

سعيدي سيرجاني


ساير دادنامه‌های مرحوم سعیدی سیرجانی