نامه‌های مرحوم سعيدی سيرجانی به مقامات بلند‌پايه‌ی جمهوری اسلامی از دو جهت دارای اهميت است. يک آنکه اين نامه‌ها در حقيقت شرح حال نويسندگانِ «دگرانديش» در دوران پرخفقان ماقبل اصلاحات است و مظالمی که بر آنها رفته است‌(و شايد همچنان می‌رود). دوم آنکه ارسال اين دادنامه‌ها بهانه را از مسئولان وقت جمهوری اسلامی اعم از نمايندگان، وزرا، رياست جمهور وقت و رهبری می‌گيرد که فردا روزی بهانه نياورند که ما در جريان نبوديم و گناهِ زيردستانِ «خودسر« بود. هر چند که بسياری از اين حضرات گوييا هنوز باور نمی‌دارند روز داوری..
عده‌ای معتقدند که مرحوم سيرجانی می‌بايست به مانند ديگر نويسندگان آن دورانِ سياه زبان در کام و قلم در نيام گرفته و کنج عزلت می‌گزيد و منتظر دوره‌ای مانند اصلاحات برای بيان مطالبات معوقه می‌شد. آن مرحوم اما به جد معتقد بود که ظلم کشيدن به همان زشتی و پلشتیِ ظلم کردن است و در چنان وضعيت وانفسای ريا و دروغ و خفقان اگر خاموش بنشيند گناه است.
همچنين هيچ معلوم نيست که اگر از جان گذشتگانی مانند سيرجانی و يا فرج سرکوهی فرياد اعتراض نمی گشودند و با فرياد خود کوس رسوايی مسندنشينان و مردم‌فريبان را نمی‌نواختند، حکومت به رياست جمهوری فرد فرهيخته‌ای همچون خاتمی و اصلاحاتِ -هرچند ناتمام‌ اش- گردن می‌نهاد.
آزاده زيست و آزاده جان در سر اعتقاد نهاد. روحش شاد

  دادنامه‌ها‌‌ به مسئولين
نامه‌ به آقای هاشمی رفسنجانی تاريخ مهر ماه 1371
نامه‌ به دادگاه کيفری تاريخ اسفند ماه 1372
نامه‌ی آخر به آقای خامنه‌ای تاريخ 1372

  رنج‌نامه‌ها‌‌ خطاب به هم‌وطنان
نامه‌ی اول به هم‌وطنان تاريخ آبان ماه 1371